آفاق

نشریه اینترنتی - فرهنگی و اجتماعی آفاق ـ پایگاه حضرت معصومه (س)

آفاق

نشریه اینترنتی - فرهنگی و اجتماعی آفاق ـ پایگاه حضرت معصومه (س)

آنجا که طعم شرین گیلاس آغاز شد

درامتداد خواب های بنفش همیشه روز

زرد و آفتابی بیدارنشسته است

چقدر تا صمیمیت گیلاس فاصله است

خواب هایم به تعبیری سپید بدل شدند

و من بی اراده ترین شعرم را به دست انگشتهای عجول سپردم

شیرین طعم گیلاس به سردی افسوس و

لبخندهای کوتاه به خواب طولانی سکوت

و من به عروسکی چوبین مانند

هنوز است که دارد می خواهد برخیزد و عطر بنفشی را

که بوییده ترانه بخواند

به کدام خاطره ام سوگند

به کدام  شعر شور شاتوت لبخند لالایی

دارد یواش یواش سردش می شود

عادت به هوای این پنجره اش نیست

عروسک نازک دلم

یادت نیست من با تو تو درمن

ما در کوچه می گریستیم و چشمهای سرخت

بی اختیار اشک های مرا سرریز می شد

چقدر از حقیقت گیلاس در من و توست

هنوز خواب های سبز و صورتی آغاز نشده است

لالایی نیمه شبی بلند و شیرین در یادمان جاری

چگونه از باران عطر شاتوت ها بگذریم

یادت نیست یادت نیست یادت نیست یادت ...

... دیروز بوده که آینه ی نقره ای مان انعکاس آیه های سبز دستهای سپیدمان شد

تو قرار شد لیبخند لالایی شعر شور احساس طعم شیرینی گیلاس

من آبی آفتابی آرام همگام بهتر همسفر

ما باران آسمان دریا  بی انتها باشیم

نه مهربانم نه هرگز دلم جز به نام تو لب به ترانه گشوده

نه دستان جز خواهش گنگ دستهای بنفش تو

به گیلاس می اندیشد

کجاست روسری آبی که به گرد وغبار خورشید متبرک گشت

چه کسی کفش های سپیدم را برای اولین بار پوشید