بیشتر فارغ التحصیلان جوان که بعد از اتمام دوران تحصیل به خیل بیکاران جویای کار می پیوندند رشته ای را خوانده اند که یا هیچ پذیرش شغلی ندارد یا آنقدر با تئوری درگیر بوده اند که در یافتن کاربرد های رشته ی خود دچار مشکل می شوند . پس از دریافت نتیجه ی کنکور تنها به قبولی فکر می کنیم و این که چه رشته ای باشد یا چه کاربردی در جامعه خواهد داشت و یا این که اصلا در بازار کار جامعه ی ما نسبت به آن احساس نیاز می شود یا نه خیلی برایمان مهم نیست شاید بیشترین تقصیر را بتوان متوجه جامعه ی مدرک گرا دانست دوران دانشکده با سربلندی نام دانشجو و آرزوهای بلند بالا سپری می شود . حالا من فارغ التحصیل شده ام و در بازار کار هیچ جایگاهی برای مدرک صرف و غیر کاربردی ام نیست ! یا بایست همچنان در امتداد آرزوهای دورو درازم جویای کاری منطبق با رشته ی خاص خود باشم یا به کاری مشغول شوم که هیچ ارتباطی با رشته ی تحصیلی ام ندارد هیچ فرصتی برای بازپس دادن آنچه اموخته ام نیست و پس از مدتی جز مدرک قاب گرفته سینه دیوار اتاقم هیچ یادگاری از دوران پر تلاش تحصیل برایم نخواهد ماند و رفته رفته آنچه خوانده را به دست فراموشی می سپارم و خود را ملزم به فراگیری مهارت های شغل جدیدم خواهم دانست . البته همیشه در این گونه موارد نمی توان انتظار دریافت مزایای کارشناسی یا بالاتر را داشت و می باسیت به همان حقوق و مزایای مدرک تحصیلی دیپلم رضایت داد. واقعا وضعیت اسفباری است ! کاش بیش از آن که انتظار اختصاص رشته های تخصصی و کاربردی بیشتری در دانشگاه ها داشته باشیم خود به فکر خود باشیم تاعلاوه بر حل مشکل شخصی خود در کاهش آمار بیکاری سهیم باشیم .