چند قاشق شکر قهوه های تلخی را که سرکشیده ام
شیرین خواهد کرد ؟
موسیقی کدام عروسک رنگینم مرا به کودکی چند ساله ام خواهد برد ؟
همه ی شعر های بنفشم هرچه گیلاس های هدیه ی پدر
گل های قالی و خورشید های روی تاقچه
ببریدم به دخترانه های سپید صورتی و سبزم
آی دستان کوچکم
کجای سجاده ی خواهشم جا مانده اید
با خدای زیر شیروانی ام !
که هر روز برای چای بعداز ظهر بیدارم می کرد
چه مدت است گریه نکرده ام
پشت کتابخانه
مناجات های ارغوانی ام بی هیچ طعم گیلاس
خوابیده اند
می ترسم می ترسم می تر سم
پنجره ی بالای شیروانی باز است
( در کوچه باد می آید در کوچه باد می آید )
و مرا یتیم ماندن از خدایم تهدید میکند
آی خدای آن بالاها که تا نزدیکی من به این پایین ها می آیی
یادت هست روی سنگ های حیاط قبلی ام
هر شب ماه را به تو نشان می دادم
کدام اشتباه مرا از خنکی حیاط دزدید
و ماه را و حیاط را و گیلاس های دعاخوان را
پشت شیشه ی دودی کتابخانه خواباند ؟
خوابم می آمد خوابم می آمد
برای چند چای بعد از ظهر صدایم کردی ؟؟؟؟؟
فنجان ها ی سرد چای را به خاطر می آورم
معصومانه زیر خنکای بعداز ظهر ...
فهمیدم !چرا خیلی وقت ها چایم را سرد می خورم
نه ! نه! خدای زرینم از پنجره ی نیمه باز شیروانی ام نرو
از خنکای حیاط خانه ام پرواز نکن
آیا دوباره ای که رگ گردنم را زیر انگشت تجربه می گیرم
حضور تو احساس می شود ؟؟
...
...نه آرام باش آرام باش آرام
هنوز هیچ پنجره ای جرات بردنش را ندارد
هنوز بی هیچ صدایی از دریچه های دلم می آید و می رود
وای وای دوباره خوابم می آید خوابم می آید خوابم می آید خوا...
برای چای بعد از ظهر بیدارم خواهی کرد
و دوباره زیر حسرت تشنه ی انگشت تجربه ام لمس خواهی شد ؟؟
آی آی آی خدایم خدایم خدایم !!!
چه با تو کردم ؟؟ چه با تو کردم ؟؟
وای وای وای مهربانا
چه کرده ای با من ؟! هان چه کرده ای با من ؟!
هر چه گیلاس در من کشته ای به بار می نشست کاش !! کاش ! کاش !
.. کدام گریه ام را برایت بنوسم که زودتر به خلوتم باز گردی ؟
آیا دوباره روی چشمان خیسم دست خواهی کشید
و روی دامن بلندت به خواب خواهم رفت ؟
چقدر گیلاس تا تو فاصله است ؟
تازه تر از همیشه بی تو غمگینم !
و کهنه ترین دردها سراغم آمده اند
به هرچه مهربانی ات سوگند
به آبروی بعداز ظهر های ارغوانی مان
باز گرد و شیرین ترین گیلاست را به من بچشان
از همیشه تشنه ترم بی تو هیچ فنجانی طعم آن چای ها را ندارد
هر چند هر چه تقصیر چون همیشه از آن من
و هر چه خوبی از آن تو
منتی دیگر بر من نه ! باز آ ! مهربان باز آ!
تشنه ی شیرین گیلاس توام !
باز آ!
باز آ!
باز آ!
باز آ! |