دلم گرفته غزل های عاشقانه کجاست
برای وا شدن بغض دل بهانه کجاست
کجاست کوچه ی تنگی که عشق سیلی خورد
چه شد قصاوت ننگین تازیانه کجاست
چه رفت بر سر مردان بی شرافت شهر
که فهمشان نرسد تا حریم خانه کجاست
شب سیاه فدک زخمی ستم ها بود
و چاه همدم بغض تر شبانه کجاست
چه رفت بر دیوار کاین چنین نالید
و یاس زخمی طوفان وحشیانه کجاست
دلکم شکسته و دیگر نمی خورد پیوند
برای سوز دلم اندکی زبانه کجاست
عجیب منتظرم منتقم قیامی کن
خدای من تو بگو مهدی زمانه کجاست
ز بی نشان مدینه مرا نشانی ده
تو را به خاطر نرگس بگو نشانه کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر قهرمانی دوران اوجی دارد و پس از آن کنج خاطرات قدیمی خاک می خورد نامش رفته رفته از یاد ها می رود و مردم او را فراموش می کنند اگر این قهرمان مربوط به سال های خیلی دور باشد ممکن است حتی تصویری هم از او برای آیندگان باقی نماند شاید بعد از صد یا هزار سال دیگر هیچ کس او را به خاطر نیاورد در این میان آن های که خدمتی به بشر کرده اند یا اثری از خود به یادگار گذاشته اند به کمک خدمت و اثر خود شناخته می شوند اما معمولا خیلی کم پیش می آید قهرمانی بعد از مدتی بیش از هزار سال از عصر خود همواره در یاد ها بماند و نه تنها در ذهن و یاد ها بلکه در دل ها بماند و بر دلهای مردم حکومت کند . انقدر دوست داشتنی باشد که مردم سیزده قرن بعد از او هنوز هم هر گاه نامش را می شنوند بغضی گلویشان را بگیرد و عشقی از صمیم قلب وجودشان را در برگیرد حتی آن هاکه از تو خیلی هم نمی دانند تو را عاشقانه دوست دارند ! کاش می گفتی راز نام تو چیست که بی نام حسین (ع) بر زبان نمی آید و هر گاه نام تو را می بریم اشکی نیست که از چشمها مان سرازیر نشود کجای کتاب عشق نام زیبایت را ثبت کرده ای که هرگز پاک نخواهد شد ؟ ! آقای خوب مان چرا هر که از عمق جان به تو توسل می کند بی جواب نمی ماند کجای بهشت خدا منزل داری که این چنین دعایت ما را در بر می گیرد ؟ ! هر کس زیر بیرق شما سینه زد و سینه را از عشقتان لبریز ساخت سعاتمند شد و هر که راه شما را پیش گرفت رستگار ...
راز این جاودانگی هنوز پس از قرن ها فاش نشده است اما شاید بتوان حدس زد ! عباس (ع) به سرچشمه ی حقیقی خورشید پیوست و نورش جاودانه شد شاید یکی از بهترین شاگردان مکتب مولایش حسین(ع) بود که درس آزادگی و ایثار را به بهترین وجه یاد گرفت و در کربلا به زیباترین شکل به نمایش گذاشت .
چند قاشق شکر قهوه های تلخی را که سرکشیده ام
شیرین خواهد کرد ؟
موسیقی کدام عروسک رنگینم مرا به کودکی چند ساله ام خواهد برد ؟
همه ی شعر های بنفشم هرچه گیلاس های هدیه ی پدر
گل های قالی و خورشید های روی تاقچه
ببریدم به دخترانه های سپید صورتی و سبزم
آی دستان کوچکم
کجای سجاده ی خواهشم جا مانده اید
با خدای زیر شیروانی ام !
که هر روز برای چای بعداز ظهر بیدارم می کرد
چه مدت است گریه نکرده ام
پشت کتابخانه
مناجات های ارغوانی ام بی هیچ طعم گیلاس
خوابیده اند
می ترسم می ترسم می تر سم
پنجره ی بالای شیروانی باز است
( در کوچه باد می آید در کوچه باد می آید )
و مرا یتیم ماندن از خدایم تهدید میکند
آی خدای آن بالاها که تا نزدیکی من به این پایین ها می آیی
یادت هست روی سنگ های حیاط قبلی ام
هر شب ماه را به تو نشان می دادم
کدام اشتباه مرا از خنکی حیاط دزدید
و ماه را و حیاط را و گیلاس های دعاخوان را
پشت شیشه ی دودی کتابخانه خواباند ؟
خوابم می آمد خوابم می آمد
برای چند چای بعد از ظهر صدایم کردی ؟؟؟؟؟
فنجان ها ی سرد چای را به خاطر می آورم
معصومانه زیر خنکای بعداز ظهر ...
فهمیدم !چرا خیلی وقت ها چایم را سرد می خورم
نه ! نه! خدای زرینم از پنجره ی نیمه باز شیروانی ام نرو
از خنکای حیاط خانه ام پرواز نکن
آیا دوباره ای که رگ گردنم را زیر انگشت تجربه می گیرم
حضور تو احساس می شود ؟؟
...
...نه آرام باش آرام باش آرام
هنوز هیچ پنجره ای جرات بردنش را ندارد
هنوز بی هیچ صدایی از دریچه های دلم می آید و می رود
وای وای دوباره خوابم می آید خوابم می آید خوابم می آید خوا...
برای چای بعد از ظهر بیدارم خواهی کرد
و دوباره زیر حسرت تشنه ی انگشت تجربه ام لمس خواهی شد ؟؟
آی آی آی خدایم خدایم خدایم !!!
چه با تو کردم ؟؟ چه با تو کردم ؟؟
وای وای وای مهربانا
چه کرده ای با من ؟! هان چه کرده ای با من ؟!
هر چه گیلاس در من کشته ای به بار می نشست کاش !! کاش ! کاش !
.. کدام گریه ام را برایت بنوسم که زودتر به خلوتم باز گردی ؟
آیا دوباره روی چشمان خیسم دست خواهی کشید
و روی دامن بلندت به خواب خواهم رفت ؟
چقدر گیلاس تا تو فاصله است ؟
تازه تر از همیشه بی تو غمگینم !
و کهنه ترین دردها سراغم آمده اند
به هرچه مهربانی ات سوگند
به آبروی بعداز ظهر های ارغوانی مان
باز گرد و شیرین ترین گیلاست را به من بچشان
از همیشه تشنه ترم بی تو هیچ فنجانی طعم آن چای ها را ندارد
هر چند هر چه تقصیر چون همیشه از آن من
و هر چه خوبی از آن تو
منتی دیگر بر من نه ! باز آ ! مهربان باز آ!
تشنه ی شیرین گیلاس توام !
باز آ!
باز آ!
باز آ!
باز آ!
پیدایش اینترنت به دهه ۱۹۶۰ برمیگردد زمانی که دولت ایالات متحده براساس طرحی موسوم به “Arpa” مخفف ” آژانس تحقیق پروژههای پیشرفته” که در آن زمان برای کارکردهای دفاعی بوجود آمده بود، این طرح را اجرا نمود. طرح این بود که کامپیوترهای موجود در شهر های مختلف ( در آن زمان چیزی بنام کامپیوتر شخصی وجود نداشت بلکه سازمانهای بزرگ و دانشگاهها و مراکز دولتی معمولا دارای سیستمهای کامپیوتر بزرگ “MainFrame” بودند) که هر کدام اطلاعات خاص خود را در آن ذخیره داشتند بتوانند در صورت نیاز با یکدیگر اتصال بر قرار نموده “Connect” و اطلاعات را به یکدیگر منتقل کرده “Communicate” و یا در صورت ایجاد بستر مناسب اطلاعات را در حالت اشتراک “Share” قرار دهند. در همان دوران سیستمهایی بوجود آمده بودند که امکان ارتباط بین کامپیوترهای یک سازمان را از طریق مختص همان سازمان فراهم می نمودند طوریکه کامپیوتر های موجود در بخشها یا طبقات مختلف با یکدیگر تبادل اطلاعات نموده و امکان ارسال نامه بین بخشهای مختلف سازمان را فراهم می کردند که اکنون به این سیستم ارسال نامه پست الکترونیک (Email) می گویند. اما برای اتصال و ارتباط دادن این شبکههای کوچک و پراکنده که هر کدام به روش و استاندارد های خودشان کار میکردند استانداردهای جدید و مشخصی که همان پروتکل ها “Protocol” هستند توسط کارشناسان وضع شد. سرانجام درسال ۱۹۶۱ تعداد ۴ کامپیوتر در ۲ ایالت مختلف باموفقیت ارتباط بر قرار کردند و با اضافه شدن واژه نت “Net” به طرح اولیه نام آرپانت “ArpaNet” برای آن منظور شد. در دهه ۱۹۷۰ با تعریف پروتکلهای جدیدتر از جمله “TCP” که تا به امروز رواج دارد و نیز مشارکت کامپیوترهای میزبان “Host” بیشتر به آرپانت وحتی گسترده شدن آن به برخی نواحی فراتر از مرزهای ایالات متحده، آرپانت شهرت بیشتری یافت وایده اینترنت همراه با جزییات بیشتر راجع به شبکههای کامپیوتری مطرح گشت تا اینکه طی سالهای پایانی دهه ۱۹۷۰ شبکههای مختلف تصمیم گرفتند به صورت شبکهای با یکدیگر ارتباط بر قرار نمایند و آرپانت را بعنوان هسته اصلی انتخاب کردند. بعدها در سال ۱۹۹۳ نام اینترنت “Internet” روی این شبکه بزرگ گذاشته شد. وب یا همان “www”که مخفف “WorldWideWeb” ” تار جهان گستر” میباشد توسط آزمایشگاه اروپایی فیزیک ذرات Cern بخاطر نیاز آنها به دسترسی مرتب تر و آسان تر به اطلاعات موجود روی اینترنت ابداع گشت. در این روش اطلاعات به صورت مستنداتی صفحهای “Page” بر روی شبکه اینترنت قرار می گیرند و بوسیله یک مرورگر وب ” WebBrowser ” قابل مشاهده هستند و هم اکنون کارکردهای بسیاری دارند.
حس می کنم دیگر مرا جدی نمی گیری
عمری است می گویم بیا جدی نمی گیری
هی شعر گفتم گفتم و فرقی نخواهد کر د
وقتی که دیگر شعر را جدی نمی گیری
من فکر می کردم شما از شهر ما دورید
اصلا نمی بینی و یا جدی نمی گیری
حالا که می بینید اینجا کوچه ها سردند
حالا که می بینی چرا جدی نمی گیری ؟
گفتم می آید نه می آید مطمئن هستم
شک کرده ام دیگر چرا جدی نمی گیری
...
من سخت گفتم ؟ تند گفتم ؟ باشد اما من
که خوب می دانم شما جدی نمی گیری